سلطان محمد مطربي سمرقندي

682

تذكرة الشعراء ( فارسي )

بىنظير است و گفتارش عجايب دلپذير ؛ فنّ شعر را نيكو مىدانسته و از ساير فضايل نيز ، بهره‌مند بوده ، سيّما در علم حكمت و هيئت يد بيضا مىنموده ، مدتى در ملازمت خسرو جم‌جاه اكبر پادشاه بوده و زبان به مدّاحى آن جناب مىگشوده و رعايت بسيارى يافته ، اشعار زيبا و قصايد غرّا دارد . اين ابيات را در تعريف بهار عجايب مرغوب گفته است : شد اعتدال هوا آن‌چنان ز فيض بهار * كه خارپشت گل آرد به شكل گلبن بار هواى خاك بدان‌گونه شد كه اهل نظر * كنند پرتو خورشيد را خيال غبار اگر ز راه اثر بگذرد هوا به مشام * دگر به خويش برويد گل از سر دستار شده‌ست خوبى دهر آن‌چنان‌كه عارف را * گذشتن از سر دنيا بسى بود دشوار بساط خاك بدان‌گونه ديدنى شده است * كه هركه بهر تماشا كند به دشت گذار اگر ز لطف نسيم صبا ز پا افتد * بود ز شوق همان شخص سايه‌اش بسيار از هند كارنامه نام قصيده‌اى گفته ، به ماوراء النهر فرستاده و در او عدد يكى را تا صد به ترتيب درج كرده بوده و از شعرا استدعاى جواب نموده و از آن قصيده ، به ذكر مطلع اكتفا نموده شد : مطلع : يكى نظر چو فكندى از آن دو نرگس شهلا * شده‌ست چاره‌گر من ز قيد پنجهء سودا

--> - نسخه‌هاى خطى فارسى ، 3 / 2263 و 4 / 2632 ؛ كاروان هند ، 1 / 257 - 268 ؛ تاريخ فرشته ، 1 / 490 ؛ تذكرهء حسينى ، ص 80 ؛ طبقات اكبرى ، 2 / 489 ؛ تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ص 131 ؛ منتخب التواريخ ، 3 / 208 - 211 ؛ مطلع الشمس اعتماد السلطنه ، 2 / 427 ؛ شمع انجمن ، ص 102 : قاموس الاعلام ، 3 / 1744 ؛ ريحانة الادب ، 1 / 239 ؛ هدية العارفين ، 1 / 319 - 320 ؛ لغت‌نامهء دهخدا ، ذيل ثنائى ؛ سفينهء خوشگو ، حرف ث ؛ رياض الجنهء زنوزى ، روضهء پنجم ، قسم دوم ، برگ 808 ؛ الذريعه ، 9 / 1 / 185 ؛ تاريخ ادبيات فارسى هرمان اته ، ص 193 ؛ مرآت جهان‌نما ، برگ 53 ؛ « شعراى ايرانىنژاد در شبه‌قاره » مجلهء هلال ، جلد دهم ، شمارهء چهارم ، ص 21 - 23 ؛ خير البيان ، برگ 241 ؛ نفايس المآثر ، ص 86 ؛ رياض الشعراء والهء داغستانى ، برگ 68 ؛ خلاصة الافكار ، برگ 44 ؛ سلّم السموات ، مرقومهء پنجم ، ص 40 ؛ تذكرهء شعراى پنجاب ، ص 105 - 106 ؛ شام غريبان ، ص 64 - 65 ؛ فرهنگ سخنوران ، 1 / 201 - 202 .